*اللهم الرزقنا توفیق الشهاده خالصه فی سبیلک*
کمتر از دو سه ساعت دیگه راهی کربلای جنوبم خداوند توفیق پیوستن به شهدا را توفیق نماید.
انشاء الله
از شما عزیزان التماس دعا دارم.
یا علی(ع)
بسمه الله القاصم الجبارین

این مطلبوخیلی وقته میخواستم بنویسم قسمت نمی شد ماجرای یکدست کردن قبور شهدای بهشت زهرا(س) توسط شهرداری تهران یادتون که هست ...

دو کودک کار با یک شیر
واین همه شادی
ولی چرا یک نفر یک کیسه پر از شیر
ولی بدون خوشحالی...
دو سوراخ با دندان و سعی برای بیشتر نوشیدن
فشار بر کیسه شیر
یاد چاه های نفت با بستر مشترک افتادم
عکس انداختم
تا یادم نرود
نیم شیر وخوشحالی را
شادی را وخستگی را در آوردن
برای چرخ هول دادن
وادامه زندگی...
نه سال پس از شهادت علمدار گردان تخریب لشکر 27 حاج علی محمودوند و بنیانگذار گروه تفحص شهدای بچه های لشگر 27 مراسمی گرامی داشتی در شب جمعه 1/12/87 در منزل ایشان واقع در سرآسیاب دولاب تهران مراسمی برگزار گردید که در این مراسم دوستان آن عزیز در جمع شرکت داشتند.
شهید علی محمودوند در 6 تیر 1343 در تهران بدنیا آمد اول بار در سن 16 سالگی در سال 1361 به جبهه رفت و در عملیات رمضان شرکت کرد. کارش را با گردان تخریب لشکر 27 محمد رسول الله (ص) شروع کرد و در عملیات والفجر مقدماتی به همراه گردان حنظله در کانال حنظله مجروح شد و در عملیات های خیر و بدر نیز شرکت جست. در والفجر 8 یک پایش را از دست داد. وی در سال 1367 ازدواج کرد.
شهید محمود وند در سال 1371 با تکیه بر تجربیات خود از دفاع مقدس گروه تفحص شهدا را تاسس کرد و در نهایت در عصر روز 22 بهمن 1379 در حین تفحص شهدا با سجده خونین بر خاک های فکه بوسه زد و به شهادت رسید.
در این مراسم چند تن از دوستان شهید با ذکر خاطراتی کوتاه از شهید محمود وند یاد او را گرامی داشتند و سپس نماهنگی کوتاه از شهید و فعالیت هایش پخش شد. در ادامه سردار سعید قاسمی از همرزمان شهید محمود وند و از بنیان گذاران واحد تفحص شهدا به ایراد سخرانی پرداخت.


ای دریغا که همه مزرعه دلها را
علف هرزه کین پوشاندست
و همه مردم شهر
بانگ برداشته اند
که چرا سیمان نیست
و کسی فکر نکرد
که چرا ایمان نیست

و زمانی شده است
که به غیر از "انسان"
هیچ چیز ارزان نیست



